تبليغاتX
خوش نویس

خوش نویس

فرهنگ و اندیشه

 

يک  مورد که امروز برايم جلب توجه کرد اين بود که خبرنگاري ازباشگاه خبرنگاران به مناسبت روز جهاني آلزايمر به آسايشگاه مريضان آلزايمري رفته بود و به مناسبت شب قدر با آنها مصاحبه اي ترتيب داده بود .افراد مصاحبه شونده که همه پير زن و پير مرد بودند نميتوانستند سن خودشان و تعداد فرزندانشان را به خاطر آورند ولي همه در پاسخ اينکه شب قدر چه شبي است کاملا توضيح ميدادند و آرزوهايشان را بيان ميکردند و جالب اينکه تعدادي از آنها عم اليجيب را از بر خواندند....!

امروز ايميلي را دريافت نمودم  که در آن افراد سرشناسي را ز قبيل بيل گيتس -آقاي دل - برد پيت- هريسون فورد -را درآن  ليست کرده بود و.تعدادي ديگرهم درآن ديده ميشدند که الآن حضور ذهن ندارم و عنوان آن ليست اين بود که اين عده سرشناس قبلا چکار بوده اند و الآن چکاره هستندو اختلاف عمده اي بين کاري که الآن داشتند با نوع فعاليت قبلي شان وجود داشت اگر خوب به خاطر آورم نوشته بود بيل گيتس در بخشي ازکاخ سفيد پادو بوده و دل روزنامه فروش بوده و برد پيت حمل کننده يخچال و هريسون فورد نجار ...

دو نکته از بيان اين مسئله  مد نظرم است يکي اينکه هيچ لزومي ندارد که معادلات گذشته, آينده ما را محتوم نمايد.وبه نظرم هدف فرد فرستنده هم ,همين بوده و با مشاهده اين سرگذشتها مجداا به ما يادآوري ميشود که  انسان با تمرکز روي استعدادها  و فرصتها ميتواند موقعيتهاي جديدي را براي خود بوجود آورد.

مسئله مهمترکه توجه مرا به خود جلب کرده بود اين است که اصولا چرا علاقه به سرگذشتهاي افراد غير ايراني زياد است.؟

آيا واقعا نفرات موفق خودمان کم شده و چاره اي نداريم جز اينکه فقط به تاريخ پر افتخارمان نظاره کنيم.و يانه موفقيتهاي هموطنان خودمان زياد مورد علاقه جوانان نميباشد؟.به هر حال هر کدام باشد اين يک مسئله است که ما با آن مواجه هستيم. وبايد ريشه يابي شود.!!؟؟

ولی به هرحال و صرفنظر از مطالب بالا امشب بهترين فرصت برای طلب آينده ای روشن و تقديری مخالف با گذشته است

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:17  توسط  افشین عاشوري  | 

چنانکه در شکل مشاهده ميشود هرچه هدف مشخص و دقيق باشد تلاشهاي انسان متمرکز تر خواهد بود.ولي اگر ابعاد هدف سطح کاملا دقيقي را نداشته باشد يک سر درگمي وچود خواهد داشت و انرژي زيادي را نيز احتمالا از ما خواهد گرفت . و تلاشي در آن جهت متمرکز نخواهد شد .چيزي که در شکل نشان داده شده است در واقع حالت خوشبينانه اي است که بالاخره به محدوده هدف رسيده است.که عمدتا بعلت طيف وسيع هدف شايد مسير فعاليت به نقطه اي ديگر کشيده ميشود.

 

                                                                                                                              

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:4  توسط  افشین عاشوري  | 

مقايسه اي بين اولين اعلاميه حقوق بشر کوروش و سازمان ملل

ماده اول

 تمام افراد بشر آزاد به دنيا ميآيند و از لحاط حيثيت و حقوق باهم برادرند همه داراي عقل و وجدان ميباشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند.

ماده دوم

 1-هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژادي رنک,جنس,زبان,عقيده سياسي,يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و  کليه آزاديهائي که دراين اعلاميه ذکر شده بهره مند گردد.

2-بعلاوه از لحاظ امور سياسي و قضائي و بين المللي نسبت به کشورها و يا سرزميني که شخص بدان تعلق دارد هيچگونه تبعيضي به عمل نخواهد آمد اعم از اينکه آن کشور يا سرزمين مستقل بوده يا آنکه طرز حاکميت آن بنحوي از انحا محدود شده باشد.

 

ماده سوم

هر کس حق زندگي و آزادي و امنيت شخصي دارد.

ماده چهارم

احدي را نميتوان در بردگي و خدمت اجباري نگهداشت و دادو ستد بردگان بهر کيفيتي که باشد ممنوع است.

ماده پنجم

احدي را نميتوان تحت شکنجه و يا مورد مجازات و رفتاري موهن ظالمانه يا بر خلاف شئون انسانيت قرار دارد.

ماده ششم

هر کس حق دارد که در همه جا بعنوان يک انسان در برار قانون شناخته شود.

ماده هفتم

همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض و با رعايت تساوي حقوق از حمايت قائون برخوردار شوند همه حق دارند در برابر هر گونه تبعيضي در نقض مفاد اين اعلاميه و هر گونه تحريکاتي که براي جنين تبعيضي به عمل آيد به يک ميزان از حمايت قائن بهره مند شوند.

ماده هشتم

چنانچه به حقوق اساسي کسي تجاوز شود خواه آن حقوق ناشي از قانون ديگري باشد آن شخص حق داردبراي داد خواهي به محاکم صالحه ملي رجوع کند.

ماده نهم

احدي را تميتوان خود سرانه توقيف يا زنداني و يا تبعيد نمود.

ماده دهم

هر کس حق داردبا رعايت تساوي کامل دعوايش بوسيله دادگاه مستقل و بي طرفي منصفانه و علنا رسيدگي شود و چنين دادگاهي درباره حقوق و تعهدات او با هر اتهام جزائي که باو توچه پيدا کرده باشد اتخاذ تصميم نمايد.

ماده يازدهم

1-  هر کس مورد اتهام جزائي قرار گيرد مادام که در يک دادگاه علني طبق قانون و با تامين و تضمينات کافي براي دفاع از خود محکوم نگرديده بيگناه محسوب خواهد شد.

هيچکس براي انجام يادعدم انجام عملي که حين ارتکاب آن به موجب قوانين ملي و يا بين المللي جرم شناخته نميشده محکوم نخواهد شد همچنين هيچگونه مجازاتي شديدتر از آنچه حين ارتکاب جرم بدان تعلق ميگرفته درباره احدي اعمال نخواهد شد

ماده دوازدهم

احدي در زندگي خصوصي امور خانوادگي ,اقامتگاه يا مکاتبات نبايد مورد دخالت خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد,هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات وحملامورد حمايت قانون قرار گيرد .

ماده سيزدهم

1-هر کس حق دارد که در داخل هر کشوري آزادانه عيور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد.

2-هر کس حق دارد هر کشوري و از جمله کشور خود راترک کند يا به کشورخود بازگردد.

ماده چهاردهم

1-هرکس حق دارد در برابر تعقيب و شکنجه و آزار و پناهگاهي جستجو کند و در کشورهاي ديگر پناه اختيار کند.

2-در مورديکه تعقيب واقعا مبتني بر جرم عمومي و غير سياسي با رفتارهائي مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد نميتوان از اين حق استقاده نمود.

ماده پانزدهم

1-هر کس حق دارد که داراي تابعيت باشد.

2-احدي را تميتوان خود سرانه از تايعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده شانزدهم

1-هرزن و مردبالغي حق دارند بدون هيجگونه محدوديت از نظرنژاد,مليت ,تابعيت,يا مذهب با همديگر زناشوئي  کند و تشکيل خاتواده دهند. در تمام مدت زناشوئي وهنگام انحلال آن زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق مساوي ميباشند.

2-ازدواج بايد يا رضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

3-خانواده رکن طبيعي و اساسي اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت يهره مند شود.

ماده هفدهم

1-هر شخص منفردا و يا به طور اجتماع حق مالکيت دارد.

2-احدي را نميتوان خود سرانه از حق مالکيت محروم نمود

ماده هجدهم

هرکس حق دارد که از آزادي ,فکر ,و وجدان و مذهب بهره مند شود.اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد ونيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني  است.هر کس ميتواند ازين حقوق منفردا و مجتمعا به طور خصوصي يا به طور عمومي برخوردار باشد.

ماده نوزدهم

هر کس حق آزادي عقيده وبيان دارد و حق مزيورشامل آنست که از برداشتن عقايد خود بيم و اظطرابي نداشته باشد و در در کسب اطلاعات و افکار ودر اخذ وانتشار آن به تمام وسائل ممکنه وبدون ملاحضات مرزي آزاد باشد.

ماده بيستم

1-هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز را تشکيل دهد.

2-هيچکس را نميتوان مجبور به شرکت در اجتماعي کرد.

ماده بيست و يکم

1-هر کس حق دارد که در اداره عمومي کشور خود خواه مستقيما خواه بواسطه نمايندگاني که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد.

2-هر کس حق دارد با تساوي شرايط به مشاغل عمومي کشور خود نائل آيد.

3-اساس و منشاء قدرت و حکومت اراده مردم است اين اراده بايد بوسيله انتخاباتي ابراز گردد که از روي صداقت و به طور ادواري صورت پذيرد . انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با راي مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد که آزادي راي را تاميت تمايد.

ماده بيست و دوم

هرکس بعنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است بوسيله مساعي ملي و همکاري بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را که لازمه مقام ونمو آزادي شخصيت او است با رعايت تشکيلات و منابع هر کشور بدست آورد.

ماده بيست و سوم

1-هرکس حق دارد کار کند,کار خود را آزادانه انتخاب نمايد,شرايط منصفانه و رضايت بخش براي کار خواستار باشد و در مقابل بيکاري مورد حمايت قرار گيرد.

2-همه حق دارند که بدون هيچ تبعيضي در مفابل کار مساوي اجرت مساوي دريافت دارند.

3-هر کس که کار ميکند به مزد منصفانه و رضايت بخشي ذيحق ميشود که زندگي او و خانواده اش را موفق شئون انساني تامين کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسائل ديگر حمايت نمايد.

4-هرکس حق داردکه براي دفاع از منافع خود يا ديگران اتحاديه تشکيل دهد و در اتحاديه ها نيز شرکت کند.

ماده بيست و چهارم

هر کس حق استراحت و فراغت  و تفريح دارد و بخصوص به محدوديت معقول ساعات کار و مرخصيهاي اداري با اخذ حقوق ذيحق ميباشد.

ماده بيست و پنچم

1-هر کس حق داردکه سطح زندگاني خود وسلامتي ورفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراک و مسکن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازمه اجتماعي تامين کند و همچنين حق دارد که در مواقع بيکاري,بيماري,نقص اعضا و بيوگي و پيري يا در تمام موارد ديگري که بعلل خارج از اراده انسان وسائل امرار معاش از دست رقته باشد از شرايط آبرومندانه زندگاني برخوردار باشد.

2-مادران و کودکان حق دارندکه از کمک و مراقبت مخصوصي بهره مند شوند.کودکان چه بر اثر ازدواج و جه بدون ازدواج به دنيا آمده باشند حق دارند که همه از يک نوع حمايت اجتماعي برخوردار شوند.

ماده بيست و ششم

1-هر کس حق داردکه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودي که مربوط به تعليمات ابتدائي اجباري است آموزش حرفه اي بايد عموميت پبدا کند وآموزش عالي بايد با شرايط تساوي کامل بر روي همه باز باشند تا همه بنا با استعداد خود بتواننداز آن بهره مند گردد.

2-آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود که شخصيت انساني هر کس را بحد اکمل رشد آن برساندو احترام حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت کند آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم ,گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستي بين تمام ملل و چمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه فعاليتهاي ملل متحد را در راه حقظ تسهيل نمايد .

3-پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان  خود نسبت به ديگران اولويت دارند.

ماده بيست و هقتم

1-هرکس حق دارد آزادانه در زندگي فرهنگي اجتماع شرکت کند,از فنون وهنرها متمتع گردد و در پيشرفت علمي و فوايد آن سهيم باشد.

2-هرکس حق دارد از حمايتهاي منافع معنوي و مادي آثار علمي و فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.

ماده بيست و هشتم

1-هر کس حق دارد برقراري نظمي را بخواهد که از لحاظ اجتماعي و بين المللي حقوق و آزاديهائي را که درين اعلاميه ذکر گرديده است تامين کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.

ماده بيست و نهم

1-هر کس در مقابل آن جامعه اي وظيفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصيت او را ميسر سازد.

2-هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزاديهاي خود فقط تابع محدوديتهاي است که بوسيله قانون منحصرا به منظور تامين شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران وبراي رعايت مقتضيات صحيح اخلافي ونظم عمومي  و رفاه همگاني در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع کرديده است.

3-اين حقوق و آزاديها در هيج موردي نميتواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

 

ماده سي ام

هيجيک از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوري تفسير شود که متضمن حقي براي دولتي يا حمعيتي يا فردي باشد  ممه به موجب آن بتواند هر يک از حقوق و آزاديهاي مندرح درين اعلاميه را از بين ببرندو يا درآن راه فعايتي نمايند.

 

منشور کورش بزرگ (اولين اعلامیه حقوق بشر)

 

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد
دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد  

 

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .






 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 23:44  توسط  افشین عاشوري  | 

ديشب فيلم خوبي ديدم که نکاتي از آن را يادداشت کردم و حيفم آمد آن را در اختيا ر علاقمند قرار ندهم. لذا مختصري از آنها را با برداشت ذهني خود آورده ام تا مورد استفاده قرار گيرد.

موضوع فيلم راز secret است که از تلويزيون هم پخش شده بود ولي اينبار با cd و با فرصت کامل توانستم آن را ببينم

راز در واقع چيزي است که شما را به هر آنچه بخواهيد ميرساند.شادي –سلامتي-و ثروت.

اين راز, پاسخ هر آنچه که تا بحال بوده و هر آنچه که هست و هر آنچه خواهد بود ميباشد   

    امرسون.

اين راز در بر گيرنده قانون جاذبه است و آن چيزي نيست غير از جذب هر آنچه که شما ميخواهيد و در ذهنتان تصور ميکنيد ولي بايد هر آنچه که مد نظر است با جزئيات تمام در ذهنتان نقش ببندد و چه بهتر بصورت رنگي و خودتان را در آن مشاهده نماييد.اگر بتوانيد حتی رنگها و حضور خودتان را در آن صحنه ها تصور نمائيد.

 

افکار هستند که به اجسام تبديل ميشوند.

 

اين بسيار قانون جالبي است ولي يک نکته دارد و آن اينکه اکثر مردم به آن چيزي که نميخواهند فکر ميکننند و قانون جاذبه که خود بصورت يک غول چراغ جادو است فقط وظيفه اش را انجام ميدهد و به هر آنجه که شما روي آن تمرکز کرده ايد و ذهنتان را اشعال نموده ميپردازد و نتيجه را تقديمتان ميکند. حتي اگر آن چيز تمرکز روي ترس از دست شغل و يا مبتلا شدن به مريضي باشد.

در واقع چيزي که شما جذب ميکنيد افکار برجسته اي هستند که بصورت خود آگاه و يا ناخود آگاه در ذهن شما ميباشند.

ولي خبر خوشي که وجود دارد اين است که نيروي افکار خوب صدها براير نيروی افکار بد ميباشد.

در واقع هنر مردم موفق اين است که افکارشان را انتخاب ميکنند. تا به دستاوردهايش برسند. درست مانند نگاه کردن کاتالوگ و انتخاب اجناس.

نکته ديکر مهم اين است که اغلب اوقات ما کنترلي روي افکار نداريم چراا که دائما در کوران اطلاعات و حوادث هستيم و ناخود آگاه افکاري به دهن ما وارد ميشود.

پس چه بايد کرد.

خبر خوب دوم

بازخورد افکار ما بصورت احساسات بروز پيدا ميکنند . و شما به را حتي ميتوانيد که نحوه تفکر خود آگاهي پيدا کنيد.

دسته بندي کلي احساسات را به راحتي ميتوان به خوب و بد تقسيم کرد. ولي ما روي آنها اسامي مختلفي ميگذاريم مثل عصبانيت و يا شادابي و...

پس از روي احساسات ميتوانيد بفهميد که آيا هماهنگي با خواسته هايتان وجود دارد يا خير چرا که احساس خوب زماني بوجود ميايد که شما بصورت دروني با خواسته هاي خود هماهنگی داشته باشيد پس شما ميتوانيد با اين بازخورد به افکار خود پي ببريد و سريعا متوجه هماهنگی و يا نا هماهنگي شويد . و خوشبختانه در صورت مشاهده عدم هماهنگي ميتوانيد به راحتي تغيير احساس و در نتيجه تغيير در افکار و در نتيجه تسريع در رسيدن به خواسته بر اساس قانون جذب شويد.

در ضمن سه گام مهم بريا رسيدن به خواسته را بايد رعايت نمود :

1-طلب کردن.

2-جواب دادن.

3-دريافت.

طلب کردن در واقع در زمان آگاهی شما اتفاق می افتد و بعد از آن افکار شما در تمام کائنات منتشر شده و بدنبال  پاسخ مناسب می گردد.و به فکر شما جواب میدهد .

در خصوص دريافت بايد عنوان نماييم که زمانی که خواسته و احساس با هم ,هم جهت شود دريافت اتفاق مي  افتد. و واقعا بايد خود را در آن حالت تصور کنيد با جزئيات.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 22:53  توسط  افشین عاشوري  | 

درنطرات ارائه شده در متن رفتار شخصيت و منش يکي از دوستان خوبم اعلام کرده که کمي بيشتر در اينمورد توضيح دهم. بنده ضمن تشکر از توجه دوست خوبم اين پيشنهاد را دارم که کتاب هفت عادت مردمان موثر را حتما مطالعه کنند. چرا که جزو يکي از بهترين کتابهاي خوب با ديدگاه اجرايي ميباشد. ولي تا حد توانم به توضيحات مختصري نيز ميپردازم.

به نظر بنده دکتر استفان کاوي قصد داشتنه اند که موصر بودن انسانهاي موثر را از دو بعد فردي و اجتماعي مورد بررس قرار دهند که بسيار نگرش خوب و موثري بوده است .در بعد فردي انسان به سه رفتار پايبند باشد که با اخلاق منش معرفي کرده اند:

1-عامل بودن.

2-ذهنا از پايان آغاز کردن.

3-نخست امور نخست را انجام دادن.

که اين سه مورد باعث پيروزي فردي ميشود.ولي از انجائيکه بعد اجتماعي انسان بسيار مهم ميباشد .مخصوصا با توجه به پيشرفت سازمانها در قرنهاي اخير. سه رفتا ر ديگر را تحت عنوان رقتا شخصيت معرفي نموده اند:

4-سينرژي.

5-نخست گوش دادن .

6-برنده –برنده فکر کردن.

که اين

البته يک بستر کلي براي انجام تمام اين رفتا تعريف کرده اند که بعنوان هفتمين عامل معرفي شده است:

7-تيز کردن اره.

نکات بسيار جالب ديگري در اين کتاب آمده که بد نيست براي استفاده علاقمندان اشاره اي هر چند کوتااه به آن داشته باشم.

 تعالي نه يک عمل بلکه يک عادت است و هرکس چيزي را بداند وروش اجراي آن را نيز بداند واشتياق وافر نيز براي آن داشته باشد مسلما ميتواند به اين عادت دست يابد..شکستن عادتا مانند رهايي از نيروي جاذبه است و کار راحتي نميباشد.

متاسفانه اکثر مردم براي رهايي از عادت قبلي خود طالب راه حل هاي يک شبه هستند و اين درست مانند استفاده از مسکن ميباشد و رسيدن به عادات جديد نيازمند زمان خودش ميباشد

مراحل بلوغ در انسان مراحل خاصي دارد که از اتکا- استقلال-و اتکاي متقابل تشکيل شده است و در واقع عادات 4 و 5و 6 زمينه رسيدن به اتکاي متقابل و 1 و2 و3 براي رسيدن به استقلال ميباشند. و شرايط فعلي همان اتکا ميباشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 0:8  توسط  افشین عاشوري  | 

نخبگان

 

آمارها و روايات زيادی نشان ميدهند که خروج نخبگان از سرزمين نخبگان بسيار فراوان است.و البته که سازوکارهایی برای انگیزه سازی این قشر باارزش نیز بوجود آمده . ولی به هر حال ظاهرا تمایل به آن طرف همچنان وجود دارد.اصولا این که نخبه کیست و چه ویژگیهایی دارد خود یک سئوالی است که شاید هنوز برای هر کسی جا نیفتاده است ,ولی چیزی که دیده ایم این است که در محافل و مجالس زمانیکه بحث نحبگی است نفرات اول المپیادها و کنکور و حوزه ها و مسابقات علمی کشوری جزو دعوت شوندگان میباشند.

که البته صد البته جزو سرمایه های با ارزش کشور هستند.

حال به چند خاطره خیلی ساده که در ماه اخیر برایم جالب بود میپردازم.یکی زمانی بود که در مجلسی که نخبگان به حضور رهبری رسیده بودند خاطرم است یکی از آقایان توسط فکر کنم کامران نجفی بود مورد مصاحبه قرار گرفت وگفت که دعوت نامه از دانشگاه های آمریکا(به نظرم دانشگاه شیکاگو) دارد ومیخواهد اعزام شود تا پس از کسب علوم و تجربه  برای خدمت به کشور بازگردد.آیا با این تعریف همانقدر که احتمال دارد به کشور بازگردد همانقدر هم احتمال ندارد به کشور بازنگردد.

نکته بعدی تبلیغات موسسات فرهنگ کشور بعد از اعلام نتایج بوده است که نفرات اول کنکوربرای کالاهای فرهنگی آنها به تبلیغ میپردازند.و جالب است که عده ای در رسانه ها برای چندین موسسه مشغول به اینکار هستند.

آیا زمان آن نیست که با روشهای علمی به این پدیده توجه نماییم. چه پارامترهایی باعث بهره مندی موثر این سرمایه هادر داخل کشور میشود.

آیا فقط شغل و پول است که آنها را ارضا میکند ؟ درجواب این سئوال باید گفت با توجه به اینکه این عده جزو افراد با استعداد هستند و معمولا خانواده ایشان تا حد بیشتری از خانواده های معمولی آینده نگر بوده اند, آیا نمیتوانستند حدس بزنند که استعداد فرزندانشان میتوانست در زمینه های دیگر برای آنها رفاه به همراه داشته باشد.یا اینکه آنها در جستجوی موقعیتهای منحصر به فردی هستند که بتوانند در جایگاههای بالای بین المللی قرار گیرند.واین بوده که انگیزه حرکت بیشتری به آنها داده است.

از طرفی هر کسی در زندگی در مقطعی با یک تغییر میتواند شرایط خاصی را ایجاد نماید و به دستاوردهایی برسد که به او عنوان نخبه اطلاق شود.و این نیز به زمینه ومیدان خاص خود نیاز دارد.

لذا توجه به این مقوله در حد حرف و صحبت نمیتواند باشد. بلکه یک کار علمی و توجه خاصی را میطلبد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 6:52  توسط  افشین عاشوري  | 

در کتاب هفت عادت مردمان موثر نکته جالبي آمده و اينکه اخلاقيات را به دو دسته شخصيت و منش تقسيم نموده .

اخلاقيات منش بر محورهاي  سخت کوشي و شرافت و محبت و اخلاق شخصيت بر اساس فنون و تکنيک ها و ظاهر روابط و تفکر مثبت ميباشد.

اين را بعنوان مقدمه اي عرض نمودم که هوشيار باشيم و آن اينکه خيلي از خلايق در سعي و تلاش به مقصد تعالي خسته و وامانده ميشوند و گرد راه بر پاهايشان سنگيني ميکند و گله و صد گله بر خلوت دلشان حاکم . زمانه ای شده که فنون و تکنيکهاي جديد براي ظواهر ميباشد و جذابيت شروع آن نيز همه را مدت زماني به خود مشغول مينکد .ولي غافل از اينکه اين بخش , شق دوم بوده واستواربر پيگيري اخلاق شخصيت است واستفان کاوي غربي به خوبي اين تفکيک را در کتابش آورده .

اين را کفتم که اخلاق فراموش شده منش را از ياد نبريم و آن شباهت به زميني دارد که بايد مستعد سازي براي کاشت هر شخصيتي شود.و محورش محورهاي شگفتي است که در صفحات نانوشته تاريخ و ساليان دراز آمده ...سخت کوشي-شرافت-محبت و عشق.

و فراموش نکنيم در زمينی که هيچ چيزي کشت نشود ناخود آگاه علف هرز رشد خواهد کرد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 20:1  توسط  افشین عاشوري  | 

بهتر آن است كه فريب بخوري تا فريب بدهي،
زيرا اگر فريب بدهي بزرگترين گنجينه خود را از
دست خواهي داد:
توانايي اعتماد را
و تكرار مي كنم
توانايي كسب اعتماد بزرگترين گنجينه زندگي است
بدون اعتماد دوري از خداوند حتمي است.

هرگز اشخاص را ابزار به حساب نياور
آنها به سهم خود مقصودهايي هستند.
به آنها بپيوند، در عشق و با احترام
هرگز مالك آنها مشو و برده آنها هرگز
به ايشان وابسته مشو و مگذار افراد پيرامونت
به تو وابسته شوند.

بسياري از مردم تنها براي خودنمايي زندگي مي كنند
چنين مردمي به راستي در درون بسيار حقيرند،
چون تنها مبتلايان به عقده حقارت ، نيازمند خودنمايي اند.
يك انسان واقعا" برتر هرگز خود را با ديگري مقايسه نمي كند.
او مي داند كه مقايسه پذير نيست;
و نيز مي داند كه ديگران هم با او مقايسه پذير هستند
او نه برتر است و نه حقيرتر.

هيچ سنگي را خوار نشمار
زيرا بارها و بارها همان سنگي كه معمار خوارش شمرده،
در پايان شالوده بنايي شده است.

و اما
تمام آنچه را كه مي توان تجربه كرد
شايد گفتني نباشد،
و تمام آنچه كه گفتني است ،
شايد آزمودني نباشد.

پس از تو مي خواهم كه قضاوت نكني و بي داوري
زندگي را در كل آن بپذيري.
حيرت خواهي كرد كه زندگي در كل نه خوب است و نه بد.
كليت تعالي است;
چيزي فراتر از خوب و بد.

هستي همچنان تو را غرق در بركت مي كند
هرآنچه به هستي مي دهي ، هزار برابر باز پس مي گيري;
يك گل هديه مي كني و با هزار گل گلباران مي شوي.
تعلق رها كن!
اگر واقعا" در پي ثروتي،
اگر مي خواهي دنياي دروني سرشاري را داشته باشي،
هنر سخاوت بياموز.

كمك كن مردم طبيعي باشند،
كمك كن مردم آزاد باشند،
كمك کن مردم خودشان باشند،
و هرگز تلاش نكن كسي را به كاري مجبور كني
ترغيب، اصرار، فريب هرگز
اينها همه سلاحهاي "" من "" هستند.
انسان فروتن مي پذيرد كه زندگي كامل نيست.

و آخر اينكه;
گل گل است و خار خار،
نه خار بد است و نه گل خوب
اگر انسان از كره خاك رخت برچيند
گلها خواهند بود و خارها نيز
اما كسي نيست تا بگويد كه گلها خوبند و خارها بد.
اين ذهن ماست كه خالق اين مفاهيم است.


اشو
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 17:8  توسط  افشین عاشوري  | 

تمام شرایط فعلی ما بر اساس افکار گذشته ما بوده است , و تما م افکار ما ناشی از آگاهیهایی ما بوده است, و تمام آینده ما ناشی از برنامه های فعلی ماست که خود ناشی از لفکار گذشته و آگاهیهای گذشته ما میباشد .لذا هیچ عاملی جز ثابت بودن سطح آگاهی ما باعث نمیشود که آینده ما مانند گذشته باشد.

از طرفی شما قرار است که دائم در زندگی انتخاب کنید هر سال ,ماه,روز,ساعت,و حتی ثانیه .تمام این انتخابها خود بر اساس آگاهیهای فعلی ما صورت میگیرد و خود انتخاب باعث بروز آگاهی میشود.لذا هر چه سطح آگاهی خود را بالا ببریم بهتر انتخاب میکنیم و خود انتخابها باعث بالا رفتن سطح آگاهی بعدی ما میشوند.

انتخاب دو حال مسئولانه و غیر مسئولانه دارد, مسئولانه یعنی مطابق بر آگاهی و غیر مسئولانه یعنی بر اساس احساسات و بدون در نظر گرفتن آگاهیهای قبلی .

انتخاب مسئولانه بر اساس هدف مشخصی صورت میگیرد لذا در جهت بندی آگاهی هدف خیلی مهم است .

زمان سطح آگاهی را تغییر میدهد ولی سرعت رشد آگاهی کسی بالاتر است که برای بالا رفتن آگاهی خود در جهت هدفش تلاش بیشتری میکند.و اوست که بر اساس شناخته ها تصمیم میگیرد. و هر که شناخته هایش بیشتر باشد بهتر میتواند انتخاب کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 13:46  توسط  افشین عاشوري  | 

زندگی را غیر از انتخاب و آگاهی نیافتم و لذا باید همواره در جهت بالا بردن سطح آگاهی تلاش کرد و در خصوص نحوه انتخاب مهارت بد ست آورد. هر چه سطح آگاهی انسانها بالاتر رود لزوما انتخابهای بهتری نخواهد داشت و در اینخصو ص نیز باید به مهارت برسد و دائما به شکست و چالش برسد تا بتواند به کسب مهارت بهترین انتخابها دست یابد. مطمئنا برای این دوجمله میتوان صحبت های زیادی کرد ولی باید به فرصت مناسبی دست پیدا کنم . فعلا مشغله کاری بسیار بالاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 0:25  توسط  افشین عاشوري  |