امسال خداوند لطفی کرد و فرصتی بوجود آمد تا به همراه خانواده در ايام عيد به مسافرت برويم.از قبل برنامه ريزی خاصی برای رزرو هتل نداشتيم چون قصد داشتيم در صورت مناسب بودن اوضاع آب و هوا چند شبی را هم دربين راه از طبيعت استفاده بهتری نماييم.
به خاطرمشکلی که برای اتوموبيلم رخ داد ساعت حدود 4 بعد از ظهر بود که از تهران خارج شديم و هوا که تاريک شد به کاشان رسيديم. متاسفانه ورودی شهر به خاطر کارهای اجرايي تا چند کيلومتر طوری بود که خورد تو ذوقمان و با مراجعه به ستادهای ساماندهی ( که حرف زيادی برای آنها دارم) متوجه شديم سه دسته امکان برای اقامت شبانه ما وجود دارد.1-مراجعه به يکی از پارکها که برای چادر زدن در نظر گرفته شده بود 2-مراجعه به مدارس برای اقامت ,که به علت فرهنگی بودن متعلقه ما هم ميتوانستيم از آن استفاده نماييم. 3-مراجعه به هتل که آدرس بهترين آنها را هم بعدا مجبور شديم از مردم خوب و خوش لهجه کاشی بگيريم.
با مراجعه به پارک مورد نظر کلا نظرمان برگشت و در خصوص مدرسه هم نظرمان منتفی شد .لذا تصميم گرفتيم که به بهترين هتل شهر مراجعه نماييم.
در جلوی ورودی هتل يک مرسدس بصورت روشهای تبليغاتی که در فرودگاههای خارجی زياد ديده ميشود مشاهده کرديم. و در پارکينگها هم مشخص بود که به اصطلاح آدمها ی حسابی به آنجا مراجعه کرده اند و از همه بهتر در لابی هتل تعداد نسبتا زيادی خارجی ديديم. پس به تعداد ستاره ها ی آن اطمينان کرديم و تنها دو اطاق موجود در هتل را به لطف و منت زيادی که به ما داشتند در اختيار خود در آورديم .در اثنای انجام تشريفات ورود هم کلی چانه زديم که با توجه به جاذبه هايي که حدس ميزديم در شهر موجود باشد برای ما 2 شب در نظر بگيرند , ولی جايي برای اين تقاضای ما وجود نداشت.خلاصه با خالی کردن وسايل و استقرار, کم کم متوجه ميشديم که تعداد ستاره های موجود در سر در هتل کمی بر شانه های آن سنگينی ميکند ولی ای کاش اين سنگينی بر شانه های صاحبان هتل بيشتر احساس ميشد .خلاصه بعد از مدتی صلاح ديديم که از شرايط سفر بيشتر لذت ببريم و فرض کرديم که به مسافرخانه ای رفتيم تا با اين پيش شرط توقع از ستاره ها ی ورودی نداشته باشيم.
خلاصه جمله ای که زياد شنيده ميشد اين بود که مديريت عوض شده و در حال اصلاحات زيادی است وشرايط فعلی هتل به خاطر در دست اقدام بودن برخی از اين اصلاحات ميباشد.و تازه متوجه شديم که دوستان زحمات زيادی کشيده اند و آسانسور خوبی گذاشته اند و همينطور از بابت داشتن آب داغ نيز تاکيد ميشد که لوله ها تازه اصلاح شده و آب گرم هم داريم! خدا را شکر..
در لابی هم که بوديم حتی برای رفاه مسافران بچه هايي که بازی ميکردند و کمی سر و صدا ميکردند مورد مواخده خانمی قرار گرفتند که بعد فهميدم ظاهرا جزو وابستگان صاحبان ميباشد.
ولی تا لحظات آخر همان مرسدس ورودی ذهن مرا اشغال کرده بود چرا که ظاهرا قصد نداشت از آنجا تکان بخورد. البته اگر آن ماشين متعلق به صاحب محترم هتل ميبود (که با توجه به نحوه و محل پارک آن به احتمال زياد فرض بنده مورد تائيدقرار خواهد گرفت) فکر ميکنم حداقل نيمی بيشتر از ستاره ها مربوط به مرسدس بايد باشد.
اين که داستان کوچکی بود و خاطره وار, ولی چند سئوال وجود دارد :
1-اصولا آيا درست است که در زمان مسافرتها همزمان با پذيرش مسافر اقدامات اجرايي هم وجود داشته باشد و نحوه نظارت و يا درخواست رسيدگی به اين مشکلات چگونه خواهدبود .
2-بنده اصولا با ارائه خدماتی که توسط ستاد هايي که شايد با عجله قبل از نوروز تشکيل ميشوند مسائلی دارم که خدمتتان عرض ميکنم.ولی حالا که مسئولين محترم تشخيص داده اند و اين اقدامات را ساماندهی ميکنند. چرا بازديد از امکانی که برای آسايش مردم ميباشد را در دستور کار قرار نمي دهند . برای من جای بسيار تعجب است که شهر تاريخی مانند کاشان اصلا برای ارائه سرويس مناسب آمادگی مناسبی نداشت و از همه بدتر ذهن توريستهای بازديد کننده را چگونه ميتوان تغيير داد ولی اميدوارم که شرایط اقامت آنها متفاوت تر با ما بوده باشد.
همراه با ادامه اين ماجرا که تا اصفهان طول خواهد کشيد سئوالات ديگری هم مطرح خواهد شد که حتما خواهم پرسيد.
روز بعد پس از بازديد از باغ فين و چرخی در شهر ,پرس و جو کرديم که برای ناهار بهتر است به نطنز که در سر راه ما به اصفهان هم هست برويم . شهر تميز و زيبايي بود که در ميان کوهها قرار داشت و در قسمت بالای شهر به يک پارکی رسيديم که بسيار شيک و تميز بود و واقعا جای دارد که از دست اندر کاران شهر به خاطر اين همه توجه به اين بخش تشکر کنيم.
خلاصه همه شرايط آماده که برای اولين بار شب را در آن محيط باصفا به صبح برسانيم که همين کار را کرديم ولی تنها مشکل اين بود که در اين بخش نظارتی بر ورود و خروج نفرات وجود نداشت و تا نيمه های شب انواع و اقسام خودرو با صدای زياد ظبط برای کشيدن قليان وارد ميشدند و شبی که ميتوانست جزو بهترين خاطره های ما باشد را خراب کرد.
حدود ظهر فردا بود که به اصفهان رسيديم برخلاف تصورم که فکر ميکردم به لحاظ وضعيت توريستی تعداد زيادی هتل را در کنار هم ميبينم در اطراف زاينده رود به تمام هتلها مراجعه نموديم. و هيچ جايي برای ما نداشتند و تنها در دو هتل جا داشتند که قيمتهای بسيار بالايي داشتند .البته يکی اه بدانيد روزتان را در کدام مرکز بگذرانيد و يا اينکه در کجا شام ميل ن%ی آن وجود داشت و در خصوص ديگران هنوز متوجه ارتباط ستاره ها با قيمتها پيدا نکرده ام.
خلاصه از نظر موقعيتی جای خوبی پيدا کرديم واز نظر کيفيت هم انصافا بد نبود. ولی نکته جالب توجه اينکه متوجه شدم هنوز شبکه ای برای رزرواسيون و کمک به مشتريها وجود ندارد. البته تا به حال اينگونه به مسافرت نرفته بودم وخود همين روش باعث شد که به مشکلات عمده ای پی ببرم که در ذيل عنوان مينمايم و اميد وارم مورد توجه مسئولين محترم گردشگری که عموما در تلاشند بهبود در وضعِت گردشگری بوجود آورند ,قرار گيرد:
1-عدم وجود سيستم شبکه اطلاعاتی برای کمک به مسافران آن هم در چنين ايامی. شما مجبوريد که بصورت حضوری به هتلها مراجعه نماييد. در ضمن حتی برای اين روش هم اطلاعات جامعی از آدرس و هتلها وجود ندارد. که البته با مراجعه به يکی از هتلها عنوان کردند در ستادهای نوروزی اين اطلاعات وجود دارد. ولی سئوالم اين است در شهر های بزرگی مانند پاريس و يا لندن که دائما مورد توجه توريستها ميباشد آيا ستادی وجود دارد؟ بلکه شما بعنوان يک مسافر ميتوانيد از همان زمان که از هوا پيما و يا قطار پياده ميشويد به تمام اطلاعات هتلها دسترسی داشته باشيد .پس ميتوان اين اطلاعات در هتلها در اختيار مسافران قرار داد.
2-ارتباط خاصی بين مراکز گردشگری-مراکز تفريحی-رستورانها و ساير بخشها ديده نميشود بدين معنی که شما هيچ بروشور و برگه ای در هتلها پيدا نميکنيد که بدانيد روزتان را در کدام مرکز بگذرانيد و يا اينکه در کجا شام ميل نماييد.
3-اصولا شما رقابت را بين مسافران در پيدا نمودن جا مشاهده ميکنيد و هيچ حرکتی از هتلها ديده نمي شود که مشتريان را به سمت خود حذب نمايند. و شايد اين مسئله به لحاظ وضعيت کمی و کيفی اين مرا کز باشد. و تعداد بسيار ناکافی هتلها با قيمتهای واقعا بالا.
در جلوی همين هتل تعداد زيادی ماشين در کنار زاينده رود پارک بود که باعث ترافيک روزانه از ساعت 8 صبح تا 1 نيمه شب ميشد . و تماما هم مسافر بودند که به نظر بنده اولا به خاطر قيمتهای بالا و ثانيا و ثالثا ايضا به خاطر قيمتهای بالا و رابعا به خاطر کمبود جا از فضای پارک استفاده ميکردند . بماند که چه آسيبهايي به محيط وارد ميشود که سالهای بعد عواقب آن مشخص ميشود.لذا به نظر ميرسد از هم اکنون بايد با ايجاد رقابت در جهت جذب مسافران به هتلها فراهم شود. در اين اقدام به نظر بنده ابتدا بايد قيمتها با درآمد عمومی جامعه مطابقت داشته باشد . و سِاست به گونه ای باشد که مردم برايشان بصرفه باشد تا از امکانات هتلها استفاده نمايند. تنها با اين روش ميتوان سيستم گردشگری را از حالت هتل سالاری و يا سرويس سالاری به سمت مشتری سالاری يا همان مشتری مداری در بحث کسب و کار سوق داد.
بنده شاهد بودم که خانواده هايي با بارهای اضافی و برخی هم غير استاندارد وارد اين شهرها ميشوند و شب را در سرما در پارک ها سپری ميکنند که خود باعث بروز سوانح عمده جاده ای هم ميتوانند بشود.
4-ستاد های ساماندهی حرکتی دلسوزانه برای ارائه خدما ت ميباشد ولی بايد قبول کنيم در صورت ساماندهی مناسب مراکز و سازمانهای مربوطه و در دسترس قراردادن اطلاعات ميتوان خدمات بهتری به مسافران ارائه نمود. تصور ميکنم که بد نباشد که در اين ايام بازرسانی با شرايط عمومی به مسافرت بروند البته با خانواده هايشان و بعد خود را در جايگاه مسافران قرار دهند و نهايتا بتوانند ارزيابی مناسبی از وضعيت مسافران داشته باشند.
در پايان اميدوارم که با سازماندهی و سياستهای موجود در زمينه گردشگری تحولات مناسبی را ببينيم تا هم به اقتصاد کشور و هم افزايش اشتغال در جامعه کمکی شود.
+ نوشته شده توسط افشين عاشوري در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت
8:53 |